إشاعة
تعریف
خبری که معلوم نیست راسته یا دروغ، ولی دهن به دهن خیلی سریع بین مردم پخش میشه.
nounمثال
لا تصدق كل ما تسمعه، فهذه مجرد إشاعة.
مثال
لا تصدق كل ما تسمعه، فهذه مجرد إشاعة.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر media
بث
A1پخش یک برنامه یا اطلاعات از طریق رادیو یا تلویزیون. همچنین میتواند به معنای گسترش احساسات یا اخبار باشد.
مكتوب
A1نوشته شده؛ مکتوب. در مفاهیم فرهنگی به معنای سرنوشت و تقدیر نیز به کار میرود.
جمهور
B1گروهی از مردم که یک نمایش یا مسابقه را تماشا میکنند؛ تماشاگران.
ميكروفون
A1دستگاهی برای تبدیل امواج صوتی به انرژی الکتریکی.
قناة
A1یک شبکه تلویزیونی یا رادیویی؛ یک کانال (مانند کانال سوئز)؛ وسیلهای برای ارتباط.
ينقل
A2منتقل کردن، حمل کردن، انتقال دادن. روزنامهنگار اخبار را منتقل میکند. کامیون کالاها را حمل میکند.
تغطية
B1پوشش خبری این رویداد بسیار عالی بود.
يعلق
A2نظر دادن یا اظهار نظر کردن. آویزان کردن چیزی یا معلق کردن یک فعالیت.
تَسْلِيط
B2عمل هدایت یا متمرکز کردن چیزی (مانند نور یا توجه) بر روی یک هدف خاص.
تشويه
B2تغییر ظاهر یا معنای چیزی به شکلی منفی یا گمراهکننده.