ذكاء
تعریف
یعنی توانایی تو برای یادگیری، فهمیدن مطالب و حل مؤثر مشکلات.
nounمثال
الذكاء الاصطناعي يغير شكل المستقبل.
مترادفها
متضادها
مثال
الذكاء الاصطناعي يغير شكل المستقبل.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر education
غياب
B1حالت حضور نداشتن در یک مکان. فقدان یا نبود چیزی.
يَقْرَأ
A2او هر شب کتاب میخواند. (He reads a book every night.)
يُدرِّس
A2او تدریس میکند (Ou tadris mikonad). مثال: او در دانشگاه تاریخ تدریس میکند. (هو يُدرِّس التاريخ في الجامعة).
مدرس
A1یک معلم مرد که در مدرسه تدریس میکند. معلم در کلاس است.
مدرسي
A2مدرسه ای؛ مربوط به مدرسه. مانند کیف مدرسه یا لباس فرم مدرسه.
يذاكر
A2درس خواندن یا مرور کردن درسها. آمادگی برای امتحان.
أقرأ
A1من میخوانم. من از این کلمه برای گفتن اینکه در حال خواندن کتاب یا روزنامه هستم استفاده میکنم.
دراسة
B1یک بررسی یا تجزیه و تحلیل دقیق از یک موضوع یا موقعیت.
شهادة
B1یک سند رسمی که حقیقتی را تأیید می کند، مانند گواهینامه.
يفهم
A1او میفهمد. درک کردن معنی چیزی.