fødsel
تعریف
The emergence of a baby from the body
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر family
voksen
A2a fully grown person
opvækst
B1فرآیند بزرگ شدن و رشد در دوران کودکی و نوجوانی.
dreng
A1boy
unge
A2جوانان (unge) به ورزش علاقه دارند.
far
A1father
mor
A1Mor به معنی مادر است. این کلمه دانمارکی برای زنی است که والدین شماست. این یک اصطلاح اساسی و دوست داشتنی است.
forældre
A2a person's mother and father
opvokset
B1بزرگ شده در یک مکان خاص. مثال: 'من در تهران بزرگ شدهام.'
datter
A1دختر به معنای فرزند مونث نسبت به والدین است.
opdragelse
B2The process of bringing up a child