sol
تعریف
sun
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر nature
tør
B1خشک. این صفت برای توصیف نبود رطوبت یا مایع به کار میرود، مانند 'لباس خشک' یا 'شراب خشک'.
efterår
A1پاییز فصلی است که برگها رنگ عوض میکنند و میافتند.
natur
A1طبیعت به معنای دنیای فیزیکی و پدیدههای آن است. مثال: 'طبیعت دانمارک بسیار زیباست'.
rose
A2A type of flower.
kat
A1A small domesticated carnivorous mammal
vind
A1باد حرکت طبیعی هوا است.
enorm
A2واژه دانمارکی 'enorm' به معنای 'عظیم' یا 'بسیار بزرگ' در فارسی است.
forår
A1بهار فصلی است که پس از زمستان میآید. در زبان دانمارکی، 'forår' به معنای زمان شکوفایی و بازگشت روشنایی است.
dø
A2فعل 'dø' به معنای مردن یا متوقف شدن زندگی است.
vejret
A1آب و هوا به شرایط جوی مانند دما، باران و باد اشاره دارد. (آب و هوا - āb o havā - is used for weather in Persian).