B1 noun

Globus

تعریف

یک مدل کروی است که کره زمین و قاره‌های آن را نشان می‌دهد.

noun

محتوای مرتبط

این کلمه در زبان‌های دیگر

واژه‌های بیشتر geography

aufzeichnen

A2

ضبط کردن یا یادداشت کردن اطلاعات. برای مثال، ضبط یک برنامه تلویزیونی یا ثبت داده‌ها.

orientieren

A2

به معنای تعیین موقعیت یا جهت خود نسبت به یک نقطه ثابت یا محیط اطراف است.

nahe

A2

نزدیک یا در فاصله کوتاهی در مکان یا زمان.

belasten

B1

فشار آوردن، آلوده کردن

der Standort

A2

محل یا موقعیت واقعی چیزی. اغلب برای شرکت‌ها یا داده‌های GPS استفاده می‌شود.

sich orientieren

A2

جهت‌یابی کردن: پیدا کردن موقعیت یا مسیر خود.

sichtbar

A2

کوه از اینجا دیده می‌شود. (Der Berg ist von hier aus sichtbar.)

sich erstrecken

B1

فعل انعکاسی آلمانی 'sich erstrecken' به این معنی است که چیزی در یک منطقه یا مسافت مشخص گسترش می‌یابد یا آن را پوشش می‌دهد. به عنوان مثال، یک رشته کوه می‌تواند در چندین کشور 'sich erstrecken' باشد.

filtern

A2

عبور دادن چیزی از یک فیلتر برای حذف ناخالصی ها یا جداسازی اجزا. همچنین به صورت مجازی برای غربال کردن یا انتخاب اطلاعات استفاده می شود.

klassifizieren

B1

طبقه‌بندی اشیاء یا ایده‌ها بر اساس یک سیستم منطقی.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!