Student
تعریف
پسری که توی دانشگاه درس میخونه.
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر education
der Lehrer
A1معلم کسی است که در مدرسه به دانشآموزان آموزش میدهد.
Buchstabe
A1یک حرف از الفبا.
Unterrichten
A1تدریس کردن. او در مدرسه آلمانی تدریس می کند.
Buch
A1یک شیء فیزیکی یا دیجیتالی متشکل از صفحاتی که حاوی متن یا تصویر هستند. من این کتاب را از کتابخانه امانت گرفتم.
die Aufgabe
A2این یک وظیفه بسیار مهم است که باید امروز انجام دهم.
die Klasse
A2یک کلاس مدرسه یا پایه تحصیلی.
die Uni
A2دانشگاه (مخفف Universität). مؤسسهای برای تحصیلات عالی که دانشجویان پس از مدرسه در آنجا تحصیل میکنند.
der Student
A1دانشجو. 'دانشجو در کتابخانه درس میخواند.' / 'او دانشجوی دانشگاه برلین است.'
die Übung
A1یک تمرین یا فعالیت برای یادگیری بهتر.
Fremdsprache
A2یک زبان خارجی درهای زیادی را باز می کند. من در مدرسه یک زبان خارجی می خوانم.