control
تعریف
The power to influence or direct people's behavior or the course of events.
nounمثال
Es importante tener control sobre tus finanzas.
مثال
Es importante tener control sobre tus finanzas.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر technology
descarga
A2فرآیند انتقال داده ها از سرور به دستگاه. همچنین تخلیه بار یا تخلیه الکتریکی.
integrado
A2این تلفن دارای دوربین داخلی است.
Internet
A1اینترنت یک شبکه جهانی از شبکههای کامپیوتری است.
altavoz
A2بلندگو. دستگاهی که سیگنالهای الکتریکی را به صداهای قابل شنیدن تبدیل میکند.
máquina
A2ماشین (máquina) دستگاهی است که از نیروی مکانیکی برای هدفی خاص استفاده میکند. در اسپانیایی، این کلمه به عنوان تحسین برای فردی بسیار ماهر نیز به کار میرود.
datos
A2دادهها حقایق و آمارهایی هستند که برای مرجع یا تجزیه و تحلیل گردآوری شدهاند.
aplicación
A1اپلیکیشن برنامهای است که برای انجام یک کار خاص در گوشی هوشمند یا کامپیوتر طراحی شده است.
funcionar
A1دستگاه پس از تعمیر دوباره شروع به کار کرد.
virus
A2ویروس قطعهای از کد است که قادر به کپی کردن خود و خراب کردن دادهها است. در اسپانیایی یک اسم مذکر است.
activar
B1فعال کردن به معنای به کار انداختن یک سیستم یا عملکرد است.