representar
تعریف
To represent, to stand for; to portray.
verbمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر arts
la música
A1موسیقی هنر چیدمان صداها به روشی هماهنگ است.
diseñar
A2طراحی یا برنامه ریزی شکل و ساختار چیزی. این شامل فرآیند ایجاد یک نقشه دقیق است.
Película
A1فیلم؛ یک داستان یا رویداد ضبط شده توسط دوربین. من دیروز یک فیلم بسیار جالب دیدم.
foto
A1تصویری که با دوربین گرفته شده است. 'من یک عکس زیبا از غروب گرفتم.'
ritmo
B1واژه 'ritmo' به معنای ریتم است. برای موسیقی یا سرعت زندگی استفاده میشود.
artista
A1هنرمند ماهها وقت صرف کامل کردن مجسمه مرمری کرد.
creativo
A1او یک هنرمند بسیار خلاق است که از مواد بازیافتی استفاده می کند. راه حل خلاقانه باعث نجات شرکت شد.
actor
A1مردی که حرفه او بازی در نمایشنامه ها، فیلم ها یا تلویزیون است. در زمینه های سیاسی، یک شرکت کننده فعال.
crear
A1فعل 'crear' به معنای به وجود آوردن چیزی است که قبلاً وجود نداشته است.
poesía
A2اثر ادبی که در آن شدت خاصی به بیان احساسات و ایده ها داده می شود.