فسفر
تعریف
Phosphorus; a poisonous, combustible nonmetal that exists in two common allotropic forms, white phosphorus and red phosphorus.
nounمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر nature
عامل
B1عنصر، شرایط یا تأثیری که در یک نتیجه نقش دارد.
عقاب
B1پرندهای شکاری و بزرگ با منقاری قوی و کج و بینایی بسیار دقیق که نماد قدرت و بلندهمتی است.
علف
A1گیاهی سبز و کوتاه که خوراک دام است یا به صورت خودرو در زمین میروید.
عنکبوت
A2An eight-legged arachnid that spins webs.
آببند
B1سازه ای که برای بالا آوردن سطح آب در رودخانه یا نهر ساخته می شود. (A structure built to raise the water level in a river or stream.)
آبخیز
B1Watershed; an area or ridge of land that separates waters flowing to different rivers, basins, or seas.
آب و هوا
A1آب و هوا به شرایط جوی در یک مکان و زمان مشخص اشاره دارد. امروز آب و هوا خوب است.
آب و خاک
B1آب و خاک این مرز و بوم بسیار مقدس است.
ابر
A1تودهای از بخار آب که در آسمان دیده میشود و منشأ باران و برف است.
ابری
A2Covered with clouds; overcast.