actionner
تعریف
To operate or activate a mechanism or device.
verbمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر home
abat-jour
A2آباژور پوششی برای لامپ است که نور را ملایم میکند.
abri
B1مکانی که در برابر آب و هوای بد یا خطر پناهگاه فراهم می کند؛ یک آلاچیق یا پناه.
abri de jardin
A2Garden shed; a small building in a garden for storage.
accessible
A2چیزی که دسترسی به آن یا ورود به آن آسان باشد.
accueillant
A2مهماننواز، پذیرا. کسی یا جایی که باعث میشود احساس راحتی و خوشآمدگویی کنید.
achevé
B1تمام شده یا کامل شده.
à disposition
B1این عبارت به این معنی است که چیزی برای استفاده در دسترس است یا در اختیار کسی قرار دارد.
à distance de
B1در فاصلهای از چیزی یا کسی.
adjacent
B1مجاور یا همسایه با چیز دیگری.
adoucissant
A2نرمکننده لباس مایعی است که برای نرمتر شدن الیاف پارچه به ماشین لباسشویی اضافه میشود.