cap
تعریف
A piece of land extending into the sea; a headland.
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر geography
mondial
A1جهانی؛ مربوط به تمام دنیا.
s'étendre
A1دراز کشیدن یا پهن شدن برای استراحت.
naturel
A1ذات یا خلق و خوی اساسی و مادرزادی یک شخص.
rural
A1روستایی. مربوط به حومه شهر و کشاورزی.
cascade
A1A stream of water falling from a height; a waterfall.
géographique
A1مربوط به جغرافیا یا ویژگی های فیزیکی یک منطقه.
embarquer
A1۱. سوار شدن بر کشتی یا هواپیما برای شروع سفر. ۲. درگیر شدن در یک موضوع، گاهی اوقات ناخواسته.
entourer
A1To surround; be all around something.
zone
A1An area or region distinguished by some particular characteristic.
urbain
A1شهری؛ مربوط به شهر.