लिफाफा
تعریف
A flat, typically square or rectangular, paper container for a letter.
nounمثال
उसने चिट्ठी को लिफाफे में डाला।
مثال
उसने चिट्ठी को लिफाफे में डाला।
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر communication
माफ करना
A1بخشیدن کسی یا عذرخواهی برای یک اشتباه.
तारीफ करना
A2تعریف کردن، تحسین کردن، ستایش کردن.
उत्तर देना
A2پاسخ دادن به یک سوال یا پیام. در هندی به معنای واقعی کلمه به معنای 'پاسخ دادن' است.
प्राप्त करना
B1دریافت کردن چیزی به صورت رسمی.
सलाह
A2پزشک برای سلامتی من نصیحت خوبی کرد. پیروی از نصیحت والدین مهم است.
ख़बर
A2کلمه 'خبر' به معنای آگاهی از رویدادهای تازه است.
स्पष्ट रूप से
A2او به وضوح توضیح داد. (उसने स्पष्ट रूप से समझाया।)
श्रीमती
A2خانم (برای زنان متاهل). مثال: خانم شارما اینجاست. (श्रीमती शर्मा यहाँ हैं।)
किसके साथ
A2با چه کسی؟ برای پرسیدن اینکه چه کسی همراه کسی است استفاده می شود. مثال: با کی میری؟
कॉल
A2تماس تلفنی. 'به من زنگ بزن' میشود 'Mujhe call karo'.