voce
تعریف
voice
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر music
suonare
A2to play an instrument
ritmo
B2یک الگوی قوی، منظم و تکراری از حرکت. ریتم موسیقی مسری است.
ballare
B1To move rhythmically to music
cinema
A2سینما مکانی است که در آن فیلم نمایش داده میشود. همچنین به صنعت فیلمسازی نیز اشاره دارد.
concerto
B1کنسرت یک اجرای موسیقی در مقابل تماشاگران است.
canto
B1آواز یا ترنم به عمل خواندن یا ملودی تولید شده توسط صدا گفته میشود. همچنین برای صدای پرندگان یا بخشهایی از یک شعر حماسی استفاده میشود.
cantare
A1to sing
opera
A2A dramatic work set to music
canzone
A1A musical composition with lyrics
musica
A1music