사전
تعریف
Dictionary
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر education
병행하다
B2انجام دادن دو یا چند کار یا فرآیند به طور همزمان یا در کنار هم.
정규
B1یک وضعیت رسمی، منظم یا استاندارد از چیزی که اغلب در زمینه آموزش یا اشتغال استفاده میشود.
학습
B1فرایند رسمی یا سیستماتیک کسب دانش یا مهارت.
교사
A1معلم یا آموزگار (اصطلاح رسمی برای این شغل). کسی که در مدرسه به دانشآموزان آموزش میدهد.
근거
B2اساس یا پایه برای یک اقدام، باور یا استدلال. شواهد یا دلیلی که از یک ادعا حمایت میکند.
과제
B1وظیفه یا کاری که به عنوان بخشی از تحصیل یا شغل به کسی محول می شود.
연습
A2اجرای مکرر یک فعالیت برای بهبود مهارت. 'من هر روز پیانو تمرین میکنم.'
순서
B1ترتیب یا قرارگیری افراد یا اشیاء نسبت به یکدیگر بر اساس یک توالی خاص. 'لطفاً منتظر نوبت (순서) خود باشید.'
교과서
B1کلمه کتاب درسی gyogwaseo است. دانش آموزان کتاب درسی را در کلاس می خوانند.
수정하다
B2اصلاح کردن، ویرایش کردن. برای اسناد، برنامهها و دادهها استفاده میشود، نه برای اشیاء فیزیکی.