C1 adjective

corrupt

تعریف

Having or showing a willingness to act dishonestly

adjective

محتوای مرتبط

آن را در متن یاد بگیرید

این کلمه در زبان‌های دیگر

واژه‌های بیشتر politics

autoriteit

B2

اقتدار به معنای حق دستور دادن یا تصمیم‌گیری است. همچنین به فردی متخصص در یک زمینه خاص اشاره دارد.

geopolitiek

C1

ژئوپلیتیک مطالعه تأثیر جغرافیا بر سیاست و روابط بین‌الملل است. این رشته بررسی می‌کند که چگونه موقعیت جغرافیایی، منابع طبیعی و مرزهای کشورها، تصمیمات سیاسی و تعاملات آن‌ها با سایر کشورها را شکل می‌دهد. ژئوپلیتیک به درک انگیزه‌های پشت اتحادها و درگیری‌های جهانی کمک می‌کند.

armoede

B2

The state of being extremely poor

demonstreren

B2

نشان دادن (نحوه کارکرد چیزی) یا تظاهرات کردن (اعتراض علنی). 'او دستگاه را نشان می دهد' و 'آنها علیه قانون تظاهرات می کنند'.

belasting

B1

مالیات یک مشارکت اجباری در درآمدهای دولتی است.

regering

B1

دولت گروهی از افراد است که اختیار اداره کشور را دارند.

factioneel

C1

مربوط به یک جناح یا مشخص شده با اختلافات داخلی در یک گروه.

gezag

B2

واژه 'gezag' به معنای اقتدار یا صلاحیت قانونی است.

veiligheid

B1

امنیت به معنای وضعیت محافظت شده در برابر خطر یا آسیب است.

democratisering

C1

فرآیند دموکراتیک شدن یک سیستم یا دسترسی به چیزی.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!