periode
تعریف
A length or portion of time.
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر history
vroeger
B1In the past.
verleden
A2گذشته زمانی است که قبل از حال سپری شده است.
historisch
B1کلمه 'historisch' به معنای تاریخی است. برای توصیف ساختمانهای قدیمی یا رویدادهای مهم در تاریخ به کار میرود.
front
B2بخش جلویی چیزی، مانند خط نبرد یا جبهه هواشناسی. 'سربازان در جبهه هستند.'
gekaapt
B2هواپیما توسط تروریستها ربوده شد.
tijdperk
B1A long period of history
toen
A2کلمه 'toen' به معنای 'وقتی که' یا 'آن زمان' است و فقط برای گذشته استفاده میشود.
erfenis
C1Something inherited from a predecessor
voorloper
B1A person or thing that precedes another.
ondergang
B2The ruin or collapse of something.