betraktning
B2noun
A consideration or observation
کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.
مجموع کلمات
2,233
نتیجه
2,233
موضوعات
24
صفحات
63
A0
0
A1
530
A2
310
B1
730
B2
432
C1
231
C2
0
noun
A consideration or observation
noun
یک 'jakke' پوشاک خارجی است که روی لباسهای دیگر پوشیده میشود تا از عوامل محیطی محافظت کند یا برای زیبایی باشد. این پوشاک بالاتنه و بازوها را میپوشاند. در فارسی به آن 'کاپشن' یا 'کت' گفته میشود. این کلمه در زندگی روزمره، کار، اوقات فراغت و حتی به عنوان یک آیتم مد استفاده میشود.
noun
someone you work with
adjective
at a low speed
verb
to move through water
noun
دامنه، وسعت یا حجم. 'وسعت خسارت' میشود 'skadeomfanget'.
noun
road
noun
rain
adverb
Forward
adjective
true
verb
فعل نروژی 'vokse' به معنی «رشد کردن» است. این فعل برای توصیف افزایش در اندازه یا توسعه، چه برای موجودات زنده، چه شرکتها و چه مفاهیم انتزاعی به کار میرود. برای مثال، «Barnet vokser» به معنی «کودک در حال رشد است» و «Bedriften vokser» به معنی «شرکت در حال رشد است» میباشد.
verb
to rank, classify, or order
noun
پایتخت شهر اصلی یک کشور یا منطقه است که معمولاً محل استقرار دولت است. این یک اصطلاح کلیدی برای درک جغرافیا و سیاست است.
adjective
به معنای 'صحیح' یا 'درست' است. برای تأیید اطلاعات یا توصیف رفتار مناسب استفاده میشود.
noun
رهبر یا رئیس یک سازمان.
verb
To sleep.
verb
To demonstrate the truth of something
adjective
old
verb
to say
verb
بهرهبرداری کردن یا سوءاستفاده کردن. 'باید از فرصت utnytte کرد' و 'او از من utnytte کرد'.
verb
To start doing something.
adverb
Highly or extremely
noun
واقعیت چیزی است که درست بودن آن مشخص است. به عنوان مثال: این یک واقعیت است که خورشید از شرق طلوع می کند.
verb
can
noun
task to be done
adjective
Kjent به معنی شناخته شده، مشهور، یا آشنا است. این یک صفت است که برای توصیف چیزی یا کسی که توسط بسیاری از مردم شناخته شده است، استفاده می شود.
noun
نگهداری یا تداوم یک وضعیت یا قانون.
conjunction
even though
noun
store
verb
تحت تأثیر قرار دادن، شکل دادن یا اثر گذاشتن عمیق بر چیزی.
verb
To insure or make certain
adverb
now
verb
ترغیب کردن یا فراخواندن کسی به انجام کاری.
verb
نوشیدن. من قهوه می نوشم.
noun
the practical use of something
noun
The maximum amount something can contain
ما از کوکیهای ضروری برای ورود، امنیت و تنظیمات استفاده میکنیم. تحلیلهای اختیاری فقط در صورت موافقت شما فعال میشوند.
برای تجربهای سریعتر و شبیه به اپلیکیشن، به صفحه اصلی خود اضافه کنید
Fastest option
هنوز مکالمهای نداری.
پشتیبانی هوش مصنوعی
میخوای تیکت پشتیبانی بسازی؟ یک نفر واقعی بهت کمک میکنه.
پیامهای رایگانت رو استفاده کردی
برای چت نامحدود با هوش مصنوعی ثبتنام کنساختهشده با هوش مصنوعی — پاسخها همیشه دقیق نیستند