herbata
تعریف
tea
nounمحتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر food
pomidor
A2pomidor به معنای گوجهفرنگی است. در لهستان، گوجهفرنگی یکی از اجزای اصلی صبحانه و سوپهای سنتی است.
gotować
A1آشپزی کردن یا جوشاندن غذا.
sok
A1آبمیوه (Abmiveh). 'من آب سیب می نوشم' (Piję sok jabłkowy). 'آبمیوه طبیعی' (Naturalny sok).
restauracja
A1رستوران محلی است که در آن غذا سرو میشود.
kanapka
A2یک ساندویچ لهستانی که معمولاً به صورت باز (یک لایه نان) با مخلفات سرو میشود.
napój
B1A liquid for drinking.
przepis
B1دستور پخت یا مقررات قانونی.
chleb
A1bread
ciastko
A1واژه 'ciastko' به معنای کلوچه یا کیک کوچک است.
owoce
A1میوه ها بخش های خوراکی گیاهان هستند. خوردن میوه برای سلامتی مفید است.