usta
تعریف
mouth
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر health
fobia
B2An extreme or irrational fear of something.
opieka
B1The provision of what is necessary
szpital
A1hospital
leczyć
B1attempt to cure an illness or injury
kliniczny
B2مربوط به مشاهده و درمان بیماران. مثال: آزمایش بالینی.
apteka
A1یک apteka داروخانهای است که در آن دارو میخرید.
choroba
A2بیماری حالتی است که در آن بدن به درستی عمل نمیکند.
ból
A1pain
oddychać
B1نفس کشیدن: وارد کردن هوا به ریهها.
włosy
A2مو رشتههایی است که روی سر انسان رشد میکند. میتواند بلند یا کوتاه باشد.