abandonar
تعریف
To abandon, to give up.
verbمثال
Ele decidiu abandonar o projeto por falta de apoio.
مثال
Ele decidiu abandonar o projeto por falta de apoio.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر general
abaixo
A1زیر; در پایین.
abarcar
B2پروژه باید تمام مراحل تولید را abarcar (شامل شود).
Aberta
A1باز (مؤنث). برای اسامی مؤنث استفاده میشود، مانند 'در باز است'.
Aberto
A1بسته نیست، قابل دسترسی است. در باز است. / یک کسب و کار در حال فعالیت. فروشگاه باز است.
Aberto/a
A1باز. در باز است (A porta está aberta).
abrangentemente
B2به طور جامع یا گسترده؛ به طور وسیع.
abusivo
B2سوءاستفادهگرانه: چیزی که شامل سوءاستفاده از قدرت یا حقوق باشد و ناعادلانه تلقی شود.
acaba
B1کلاس ساعت پنج تمام میشود (acaba).
Acabar
A1To finish; To end
acarretar
B2فعل 'acarretar' به معنای منجر شدن یا به همراه داشتن است، که اغلب برای نتایج منفی به کار میرود.