aço
تعریف
A strong, hard, malleable alloy of iron and carbon.
nounمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر home
abafado
A2هوا در این اتاق کوچک خیلی دمکرده و خفه است.
abaixo de
A2گربه زیر میز (abaixo de) است.
abajur
A2آباژور یک چراغ رومیزی کوچک با کلاهک است.
abrir à chave
A2با کلید باز کردن. عمل استفاده از کلید برای باز کردن قفل در یا صندوق.
acendedor
A2فندک یا شعلهزن. معمولاً برای روشن کردن اجاق گاز یا کبابپز استفاده میشود.
acender
A2روشن کردن شمع.
aceso
A2روشن؛ مشتعل.
acima de
A2Above, over, higher than.
acionar
A2فعال کردن سیستم امنیتی با فشار دادن دکمه.
acolhedor
B1خانه بسیار دلپذیر و گرم است (acolhedora).