modo
تعریف
A way or manner in which something occurs or is experienced.
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر academic
abordagem
A2رویکرد روشی برای برخورد با چیزی است؛ یک روش یا استراتژی. (رویکرد راهی برای مواجهه با یک موقعیت است.)
abordar
B1پرداختن به یک موضوع یا نزدیک شدن به کسی.
abreviar
B1To shorten (a word, phrase, or text).
abreviatura
B1A shortened form of a word or phrase.
abstração
B1The quality of dealing with ideas rather than events.
abstracto
B1در فکر یا به عنوان یک ایده وجود دارد اما وجود فیزیکی یا عینی ندارد.
abstrair
A2انتزاع کردن یک ایده از یک مفهوم پیچیده.
abstratamente
A2او به طور انتزاعی فکر کرد.
abstrato
A2چیزی انتزاعی در فکر وجود دارد اما وجود فیزیکی یا عینی ندارد.
acadêmica
A2مربوط به آموزش و بورس تحصیلی؛ مشخصه یک مدرسه یا دانشگاه. 'زندگی آکادمیک (acadêmica) او بسیار موفق است.'