universalmente
تعریف
In a way that applies to or affects everyone or everything.
adverbمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر nature
abanar
A2To wave or swing back and forth, like an animal's tail; to wag.
abater
B11. انداختن (درخت). 2. ذبح کردن (حیوان). 3. کسر کردن (مبلغ). 'درخت را انداختند.' 'میتوانید هزینهها را از مالیات کسر کنید.'
à beira
B1On the edge or brink of.
à beira de
B1در آستانه؛ در کنار. برای مکان فیزیکی یا وضعیت قریبالوقوع استفاده میشود.
Abelha
A2Bee; a stinging winged insect that produces honey.
abeto
A2آبتو (abeto) درختی همیشه سبز با سوزن های تخت است که معمولاً به عنوان درخت نراد شناخته می شود.
abismo
A2یک ورطه یا گودال بسیار عمیق. 'او در ورطه ناامیدی افتاد' یعنی 'Ele caiu num abismo de desespero'.
abrandar
A2باد بعد از طوفان شروع به فروکش کرد.
abrasador
B1Extremely hot; scorching.
abrigar
A2ما باید از باران در یک مکان امن پناه بگیریم.