bolan
تعریف
sick
adjectiveمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر health
obraz
A1the front part of a person's head
glava
A1بخش بالایی بدن انسان که حاوی مغز است.
bolnišnica
A1بیمارستان مکانی برای درمان بیماران و مجروحان است.
lekarna
A1داروخانه ای که در آن دارو و محصولات بهداشتی خریداری می شود. این مکان برای نیازهای پزشکی ضروری است.
žejen
A1تشنه. در زبان اسلوونیایی برای بیان تشنگی از صفت 'žejen' استفاده میشود.
zdravnik
A1یک zdravnik پزشکی است که بیماران را درمان میکند.
telo
A1بدن انسان به استراحت نیاز دارد.
utrujen
A1feeling in need of rest or sleep
zdrav
A1سالم، تندرست. برای مثال: 'او سالم است' یا 'غذای سالم'.
lačen
A1feeling or showing a need for food