Swedish هاب واژگان

دامنه واژگان Swedish را تقویت کن

کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.

مجموع کلمات

2,346

نتیجه

2,346

موضوعات

24

صفحات

66

A0

0

A1

460

A2

521

B1

666

B2

455

C1

244

C2

0

sannolikt

B1

adverb

احتمالاً، به احتمال زیاد. برای بیان احتمال بالای وقوع یا درستی چیزی به کار می‌رود. نشان‌دهنده یک انتظار قوی است، اما نه قطعیت مطلق.

ligga

B1

verb

فعل سوئدی 'ligga' به معنی دراز کشیدن برای استراحت یا قرار گرفتن در مکانی است. آن را مخالف ایستادن یا نشستن بدانید.

eftermiddag

A1

noun

بعد از ظهر. زمان بین ظهر و عصر.

förträfflig

B1

adjective

غذا عالی (förträfflig) بود.

biträda

B2

verb

کمک کردن یا حمایت از کسی در یک چارچوب حرفه‌ای یا قانونی.

beskåda

C1

verb

تماشا کردن یا نگریستن به چیزی با دقت و تحسین.

komplicerad

B1

adjective

این یک مسئله بسیار پیچیده است.

medföra

B1

verb

منجر شدن به، باعث شدن، یا همراه آوردن. 'این تصمیم ممکن است مشکلاتی را medföra کند.'

förvriden

C1

adjective

منحرف شده، کج و معوج. 'صورتش از درد در هم کشیده شده بود.' / 'تصویری تحریف شده از واقعیت.'

egenskap

B1

noun

صفت یا ویژگی. 'صداقت یک صفت خوب است.'

frukost

A1

noun

صبحانه اولین وعده غذایی روز است. در سوئد، معمولاً شامل نان ترد و قهوه می‌شود.

blandning

B2

noun

مخلوطی از چیزهای مختلف. برای توصیف ترکیبی از مواد یا احساسات استفاده می شود.

ursprung

B2

noun

منشاء یا اصل. 'منشاء حیات' (Livets ursprung). 'اصل و نسب او' (Hans ursprung).

emellertid

B2

adverb

با این حال یا با وجود این. در متون رسمی برای بیان تضاد استفاده می‌شود.

omsorgsfull

B2

adjective

دقیق یا با دقت. 'او یک بررسی دقیق انجام داد.' (او یک بررسی دقیق انجام داد.)