boya
تعریف
paint
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر art
atölye
B1کارگاه یا آتلیه مکانی برای کارهای دستی یا هنری است. همچنین برای جلسات آموزشی تعاملی به کار میرود.
dergi
A2magazine
kurgu
B2داستان خیالی یا تدوین فیلم.
anlatımcı
B1بیانگر، توصیفی، یا اکسپرسیونیستی. 'سبک این نویسنده بسیار بیانگر است.' 'این یک نقاشی اکسپرسیونیستی است.'
alkışlamak
B1تشویق کردن کسی با دست زدن. تماشاگران برای سخنران به شدت دست زدند.
hikaye
A2story
sergi
B1نمایشگاه (sergi) رویدادی است که در آن آثار هنری یا محصولات به نمایش گذاشته میشوند.
eser
B1اثر هنری یا ادبی.
eleştiri
B1criticism
özgün
B1این یک اثر هنری بسیار اصیل (özgün) و منحصر به فرد است.