gemi
تعریف
ship
nounمحتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر travel
sefer
A2time, voyage
denizaltı
B1زیردریایی شناوری است که قابلیت حرکت در زیر آب را دارد. واژه ترکی 'denizaltı' به معنای 'زیرِ دریا' است.
otel
A1Hotel.
yolcu
A1مسافر در ایستگاه منتظر قطار است.
taksi
A1Taxi
sürmek
A2راندن ماشین یا طول کشیدن زمان.
sürücü
A2راننده باید گواهینامه داشته باشد.
ülke
A1ترکیه کشور زیبایی است.
uçmak
A2پرواز کردن در هوا. از خوشحالی در پوست خود نگنجیدن.
seyahat
B1travel or trip