plan
تعریف
plan
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر work
yönetici
A2یک مدیر یا سرپرست که مسئولیت اداره یک تیم یا سازمان را بر عهده دارد.
başarılı
A2موفق یا پیروز. برای مثال، «یک نویسنده موفق» به زبان ترکی «başarılı bir yazar» میشود.
çizelge
B1Chart, schedule, or table
başvurmak
B1او برای آن شغل درخواست داد.
maaş
A2salary
muvaffak
C1او در تحصیلات خود موفق بود.
dağıtmak
A2توزیع کردن چیزها بین چندین نفر یا پراکنده کردن اشیاء به صورت نامنظم. همچنین برای 'به در کردن خستگی ذهنی' استفاده میشود.
öncelik
B2اولویت به معنای تقدم در زمان یا اهمیت نسبت به موارد دیگر است.
sorumluluk
B1مسئولیت. این کلمه در ترکی از ریشه «پرسیدن» گرفته شده است.
vazife
C1کلمه 'vazife' به معنای وظیفه یا تکلیف است. این کلمه برای بیان یک تعهد اخلاقی یا حرفهای جدی به کار میرود.