sol
تعریف
Left
adjectiveمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر general
açıklama
B2explanation, statement
ağır
A2heavy
ağırlık
B2Weight or importance
akıbet
C1عاقبت یا سرانجام یک کار. 'عاقبت این کار به خیر گذشت.'
akıl
A2mind, intellect, wisdom
aksine
B1برعکس، من خیلی گرسنه هستم.
aktarmak
B1انتقال پول یا داده از یک مکان به مکان دیگر.
aktif
B1فعال؛ کسی که پرتحرک است یا سیستمی که در حال کار کردن است.
alçak
B1این میز خیلی کوتاه (alçak) است.
algılamak
B2درک کردن چیزی از طریق حواس یا عقل.