top
تعریف
ball
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر sports
karşılaşma
B2رویارویی یا مسابقه ورزشی.
futbol
A1Soccer
egzersiz
B1ورزش منظم برای سلامتی مفید است.
kazanmak
A1برنده شدن در مسابقه یا کسب درآمد.
atlamak
A2پریدن از روی چیزی یا نادیده گرفتن یک مرحله.
hakem
B1داور کسی است که مسابقه ورزشی را مدیریت میکند. داور به بازیکن کارت زرد داد.
bisiklet
A2bicycle
yüzmek
A1to swim
puan
A2واحدی که برای اندازهگیری عملکرد یا دستاورد، به ویژه در بازیها یا آزمونها استفاده میشود. در بازیهای ویدیویی، هر اقدام موفق امتیاز کسب میکند.
antrenman
B1تمرین ورزشی.