aby
تعریف
So that / in order to
conjunctionمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر general
a
A1Used to connect words or clauses
ale
A1Used to introduce something contrasting
ani
A1Neither / not even
bez
A1قهوه بدون شکر (Káva bez cukru).
bílý
A1Of the color of milk or fresh snow
být
A1فعل 'být' به معنای 'بودن' است. برای بیان هویت، مکان و به عنوان فعل کمکی برای زمان گذشته استفاده میشود.
čas
A1زمان پیشرفت مداوم و نامحدود هستی است. در زبان چکی، 'وقت ندارم' به صورت 'Nemám čas' بیان میشود.
často
A1Many times at short intervals
černý
A1Of the very darkest color
červený
A1قرمز. رنگی شبیه خون یا گوجه فرنگی است.