meter
تعریف
A unit of length
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر science
overlevelse
B1بقا به معنای ادامه زندگی پس از یک موقعیت خطرناک است.
kilogram
A1کیلوگرم واحدی برای جرم است که برابر با هزار گرم می باشد.
konvergere
C1همگرا شدن در یک نقطه.
hastighed
B1سرعتی که چیزی با آن حرکت میکند.
forskning
B1تحقیقات علمی برای پیشرفت ضروری است.
forske
B2انجام تحقیق علمی یا آکادمیک؛ تحقیق جامع برای کشف حقایق یا رسیدن به نتایج جدید.
variabel
C1عنصری یا ویژگی که در معرض تغییر یا تنوع است. (مثال: دما یک متغیر مهم در این آزمایش است.)
videnskab
B2علم مطالعه سیستماتیک ساختار و رفتار دنیای فیزیکی است.
kilometer
A1A unit of distance
kunstig
B1ساخته شده توسط انسان به جای طبیعت (مصنوعی).