kannustaa
تعریف
to encourage or support
verbمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر social
kunnioittaa
B1احترام گذاشتن به کسی یا چیزی. (مثال: من به نظر تو احترام میگذارم.)
poikaystävä
A2boyfriend
kohdata
A2ملاقات با کسی یا روبرو شدن با یک مشکل.
käyttäytyä
B1رفتار کردن یا عمل کردن. به نحوه برخورد و رفتار یک فرد در اجتماع اشاره دارد.
auttaa
A1کمک کردن. در زبان فنلاندی، مفعول این فعل همیشه در حالت 'partitive' قرار میگیرد.
tervehtiä
A2to greet
kannattajajoukko
B2گروهی از هواداران یا حامیان. این کلمه اغلب در ورزش و سیاست برای توصیف پایگاه طرفداران یا رایدهندگان استفاده میشود.
lahja
A2gift
naapuri
B1همسایه من گل ها را آب می دهد. (Naapurini kastelee kukat.)
julkisuus
B1عمومیت، تبلیغات یا انظار عمومی.