anbringa
تعریف
to apply, attach, or affix
verbمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر general
aktiv
B2درگیر شدن در فعالیتهای بدنی یا تلاشها. 'او زندگی بسیار فعالی دارد.'
aktuell
B2فعلی، روز. 'این یک موضوع روز است' (این یک موضوع aktuellt است). 'این در حال حاضر مطرح نیست' (این در حال حاضر aktuellt نیست).
allmän
B1مربوط به همه یا همه چیز؛ عمومی یا همگانی.
än
A2کلمه 'än' به معنای 'از' در مقایسات (بزرگتر از) یا 'هنوز' در جملات منفی (هنوز نه) به کار میرود.
anbefalla
C1to recommend, advise, or suggest
ändå
B1با این حال، با وجود این، به هر حال. برای نشان دادن اینکه چیزی اتفاق میافتد یا درست است، علیرغم وجود دلیلی که ممکن است اینطور نباشد، استفاده میشود.
ändamål
B2هدف یا مقصودی که چیزی برای آن انجام میشود.
andra
A1دوم (ترتیبی) یا دیگران (جمع).
ändra
A2to make or become different
ändring
B1the act of modifying something