chef
تعریف
boss
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر work
anställa
B1to hire someone for a job
biträda
B2کمک کردن یا حمایت از کسی در یک چارچوب حرفهای یا قانونی.
kontrollera
B1to check or manage
förslag
B1پیشنهاد یا طرحی که برای بررسی به دیگران ارائه میشود.
misslyckas
B1to fail at something
anställd
B1فردی که در ازای دستمزد استخدام شده است. در سوئد، وضعیت 'anställd' (کارمند) شامل حمایتهای قانونی گستردهای است.
vidareutveckla
B2توسعه بیشتر چیزی که از قبل وجود داشته است.
billig
A1cheap
kvitto
A1receipt
tillämpa
B1اعمال کردن