fred
تعریف
peace
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر history
civilisation
B1تمدن یک جامعه پیچیده است. تمدنهای باستانی رازهای زیادی دارند.
upphov
B2منشأ یا منبع چیزی. 'این تصمیم باعث (gav upphov till) اعتراضات شد.'
framryckning
C1پیشروی تاکتیکی یا حرکت به جلو به سمت یک هدف.
dåtid
B1past
förfluten
B1گذشته، سپری شده.
befria
C1to liberate, free or release
förrädare
B1a traitor
omvälvande
B2causing great change
tidsålder
B1era
erövra
B2فتح یک سرزمین با نیروی نظامی.