vinter
تعریف
cold season
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر nature
brunn
A2a well
horisont
A2خطی که در آن زمین با آسمان ملاقات می کند.
vidsträckt
B2سوئد دارای جنگلهای پهناور (vidsträckta) است.
berg
A1کوه یک زمینچهر بزرگ است که از اطراف خود بلندتر است.
löv
A2Green part of a plant
väder
A1آب و هوا. امروز هوا چطور است؟
häst
A1اسب یک پستاندار بزرگ است که برای سواری استفاده می شود.
solig
B1sunny
elefant
A2فیل پستاندار بسیار بزرگ و خاکستری است که خرطوم بلند و عاج دارد و بومی آفریقا و آسیا است. این حیوان به خاطر جثه و حافظه اش شناخته شده است. (فیل پستاندار بسیار بزرگ و خاکستری است که خرطوم بلند و عاج دارد و بومی آفریقا و آسیا است. این حیوان به خاطر جثه و حافظه اش شناخته شده است.)
mörker
A2darkness