چار
A1noun
Four
کلمات مهم را بر اساس سطح CEFR و موضوع جستجو، فیلتر و مرور کن. هر کارت برای درک سریع بهینه شده است.
مجموع کلمات
484
نتیجه
484
موضوعات
19
صفحات
14
A0
0
A1
484
A2
0
B1
0
B2
0
C1
0
C2
0
noun
Four
noun
بازار محلی است که در آن فروشگاههای زیادی وجود دارد. این واژه ریشه در زبان فارسی دارد و به معنای محل داد و ستد است.
pronoun
<mark class='bg-violet-200 dark:bg-violet-800 px-0.5 rounded'>تم</mark> (tum) ضمیر غیررسمی دوم شخص مفرد در زبان اردو است که برای مخاطب قرار دادن دوستان، اعضای خانواده و همسالان به کار میرود. این ضمیر برای مخاطب قرار دادن کسانی که خوب میشناسید یا در مکالمات غیررسمی همسطح اجتماعی شما هستند، استفاده میشود و از «آپ» (aap) رسمیتر کمتر است.
verb
To ask for something
conjunction
And
noun
Exam
adjective
Bad
noun
کلمه 'دوائی' در اردو به معنای دارو است و ریشه در زبان عربی دارد.
adjective
How much/many
adjective
خوب، درست، صحیح. 'من خوب هستم' می شود 'میں ٹھیک ہوں'.
noun
Mother
noun
Brother
adjective
White
noun
تخممرغ جسمی بیضیشکل است که پرنده میگذارد. در اردو به آن 'انڈا' میگویند.
pronoun
کدام (جمع مذکر). برای پرسیدن در مورد موارد خاص از یک گروه استفاده میشود.
verb
راه رفتن یا کار کردن. 'من راه میروم' (Main chalta hoon) و 'ساعت کار میکند' (Ghari chalti hai).
noun
آینه سطحی است که تصاویر را منعکس می کند.
noun
دکتر شخصی است که بیماران را درمان میکند. در زبان اردو از واژه 'ڈاکٹر' همراه با 'صاحب' برای احترام استفاده میشود.
preposition
کلمه 'باہر' به معنای 'بیرون' یا 'خارج' است.
noun
بلیط برای سفر یا ورود. 'من یک بلیط قطار خریدم.'
noun
بز (ماده). حیوان خانگی که شیر و گوشت می دهد. بز در دشت است (Boz dar dasht ast).
noun
Body
noun
به معنای 'خالی'. برای اشیاء یا زمان آزاد استفاده میشود. 'این اتاق خالی است' میشود 'یہ کمرہ خالی ہے'۔
noun
Coming before all others
noun
دوچرخه یک وسیله نقلیه دو چرخ است که با پدال حرکت میکند. در زبان اردو، کلمه 'سائیکل' مؤنث است.
noun
دریا یا اقیانوس. در زبان اردو 'سمندر' به معنای پهنه گستردهای از آبهای شور است.
noun
Day
noun
Pain
adjective
Blue
preposition
On
noun
دقیقه واحدی از زمان است که شامل ۶۰ ثانیه میشود.
pronoun
به معنای 'مال خود'. وقتی استفاده میشود که فاعل مالک باشد.
verb
رقصیدن. او در مهمانی با خوشحالی میرقصید.
noun
دستگاهی که برای خنک کردن هوا استفاده می شود.
noun
وسیلهای که برای ایمن نگه داشتن اشیا استفاده میشود (قفل).
noun
Two
ما از کوکیهای ضروری برای ورود، امنیت و تنظیمات استفاده میکنیم. تحلیلهای اختیاری فقط در صورت موافقت شما فعال میشوند.
برای تجربهای سریعتر و شبیه به اپلیکیشن، به صفحه اصلی خود اضافه کنید
Fastest option
هنوز مکالمهای نداری.
پشتیبانی هوش مصنوعی
میخوای تیکت پشتیبانی بسازی؟ یک نفر واقعی بهت کمک میکنه.
پیامهای رایگانت رو استفاده کردی
برای چت نامحدود با هوش مصنوعی ثبتنام کنساختهشده با هوش مصنوعی — پاسخها همیشه دقیق نیستند