AA制
تعریف
To split the bill; go Dutch.
phraseمثال
这顿饭我们AA制吧。
مثال
这顿饭我们AA制吧。
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر food
一斤
B1Half a kilogram; a Chinese unit of weight (approx. 500g).
一两
B1Fifty grams; a Chinese unit of weight (approx. 50g).
一袋
B1A bag of.
一口
B1A mouthful; a bite; a small amount (of food or drink).
少一点儿
A2کمی کمتر؛ اندکی کمتر. برای درخواست مقدار یا درجه کمتر استفاده می شود. (مثال: من شکر کمتری در قهوه ام می خواهم.)
多一点儿
A2کمی بیشتر. برای درخواست مقدار اضافی ناچیز یا مقایسه دو چیز با تفاوت اندک استفاده میشود.
一瓶
B1یک بطری از.
一碗
B1یک کاسه...
一盒
B1یک جعبه از. به عنوان مثال، یک جعبه شکلات.
吃得惯
A2عادت داشتن به خوردن (غذای خاص).