salat
تعریف
a dish consisting of mixed raw vegetables
nounمحتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر food
drikke
A1نوشیدن. من قهوه می نوشم.
kafé
A1cafe
krem
A2cream
frokost
A1صبحانه اولین وعده غذایی روز است. در نروژ، مردم معمولاً برای صبحانه نان و پنیر میخورند.
middag
A1شام (وعده اصلی غذا در روز).
restaurant
A1مکانی برای خرید و خوردن غذاهای آماده. (A place for buying and eating ready-made foods.)
potet
A1پوتت (Potet) کلمه نروژی برای سیبزمینی است، سبزی نشاستهای رایجی که زیر زمین رشد میکند.
gaffel
A1یک 'gaffel' چنگال غذاخوری است. (A 'gaffel' is an eating fork.)
fat
A1یک دیس بزرگ برای سرو غذا.
sjokolade
A1شکلات (sjokolade) یک خوراکی شیرین است که از دانههای کاکائو تهیه میشود و یک خوراکی محبوب در سراسر جهان است.