global
تعریف
relating to the whole world
adjectiveمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر environment
förödande
B1ویرانگر، مخرب. زلزله پیامدهای ویرانگری برای شهر داشت. این یک اشتباه ویرانگر در کارنامه او بود.
miljö
A2the surroundings in which one lives
förnybar
B1تجدیدپذیر. انرژی خورشیدی یک منبع تجدیدپذیر است.
förstöra
B1به چیزی آسیب غیرقابل جبران رساندن.
återvinna
B1تبدیل زباله به مواد قابل استفاده مجدد؛ بازیافت کردن.
utsläpp
B2the production or discharge of something
hållbar
B1پایدار یا با دوام. این کلمه برای توصیف چیزهایی که برای مدت طولانی باقی میمانند، چه در زمینه محیط زیست و چه در مورد اشیاء فیزیکی، به کار میرود.
bevara
B2to preserve or keep
klimat
A2The weather conditions in an area over time.
avfall
B1trash or waste material