son
تعریف
A male child in relation to his parents.
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر family
pojke
A1boy
barn
A1child
uppfostra
B1to bring up a child
gifta
B1ازدواج کردن. به عنوان مثال: آنها می خواهند در تابستان ازدواج کنند (De vill gifta sig i sommar).
familj
A1خانواده گروهی از افراد است که با هم پیوند خونی یا ازدواج دارند.
kvinna
A1woman
maka
A2همسر (زن). این کلمه در زمینههای رسمی یا قانونی برای اشاره به شریک مؤنث در ازدواج استفاده میشود.
ung
A1Young
dotter
A1فرزند دختر نسبت به والدینش. او دختر والدینش است. (She is the daughter of her parents.)
far
B1پدر. پدر من مرد بسیار دانایی بود. نقش پدر مهم است.